کم حافظگی یا تناقض گویی؟
نوشته شده توسط رزیتا
۱۲ اسفند ۱۳۸۸

کم حافظگی یا تناقض گویی؟

تاکنشان

اوایل انقلاب که هفت تن از بهائیان را در اقلیم یزد به شهادت رساندند، در روزنامه‎ای که خبر شهادت آنها در آن درج شد، چنین آمده بود که بهائیان در سراسر ایران پول جمع می‎کنند که به اسرائیل بفرستند و اینها در ارتباط با همان قضیه اعدام شده‎اند و سپس افزوده بود که بهائیان از اسرائیل پول دریافت می‎کنند که جاسوسی کنند و آشوب به پا کنند. یعنی در واقع، نویسنده خبر در میدان تناقض‎گویی گوی سبقت از حریفان ربوده بود. و این ضدّ و نقیض‌نویسی که از آن زمان تا کنون همچنان رواج داشته و احدی هم بدان توجّه نمی‎کند، در خبرهای اخیر نیز همچنان رعایت می‎گردد، زیرا عدول از آن به نوشتن هر خبر و تفسیری خاتمه می‏دهد.

ادامه مطلب ...
 
بازتاب زندگانی پیامبران در فیلم و سینما
نوشته شده توسط رزیتا
۰۹ اسفند ۱۳۸۸

بازتاب زندگانی پیامبران در فیلم و سینما : نکاتی چند در حاشیۀ سریال سالهای مشروطه

سیامک سبحانی

به تصویر در آوردن شرح حال و یا زندگی پیامبران از حساسیت خاصی برخوردار است. دو محور مهم ترسیم چهرۀ پیامبران در فیلم، یکی خوانش صحیح و درست مواد خام تاریخی است و دیگری توجه به حساسیتهای مومنان به دینی که پیامبر آن مطرح شده است. محور یکم در مقاله های گوناگونی مورد بررسی قرار گرفته اند.

ادامه مطلب ...
 
مرکز اسناد انقلاب اسلامی و پیدایش دین بهائی
نوشته شده توسط Vafa
۲۹ بهمن ۱۳۸۸

مرکز اسناد انقلاب اسلامی و پیدایش دین بهائی

نگارش: آنتـــی وار

این آدرس ایمیل در مقابل هرزنامه ها محافظت می شود. برای مشاهده آن ابتدا باید جاوا اسکریپت را فعال کنید.

اجلاس دوره‌ای شورای حقوق بشر سازمان ملل روز دوشنبه، ۲۶ بهمن ماه، در ژنو سوئیس و با حضور محمدجواد لاریجانی، رئیس هیات ایرانی شرکت‌کننده در این اجلاس برگزار شد. در این اجلاس نماینده ایران، پیش چشم نمایندگان تمام کشورهای دنیا و صدها خبرنگار با اطمینان به نفس کامل اعلام کردند که «هیچ فرد بهایی در ایران به صرف بهایی بودن محاکمه نشده است.»

ادامه مطلب ...
 
سریال سالهای مشروطه" یا "مشکوک سریال این سالها"
نوشته شده توسط رزیتا
۲۰ بهمن ۱۳۸۸

"سریال سالهای مشروطه" یا "مشکوک سریال این سالها"

به خاطر ندارم در این سالها، سریالی تلوزیونی در همان ابتدای شروع نمایش، با چنین حجم انبوهی از انتقاد ها و مقالات و مخالفت های تکنیکی و تاریخی مواجه شده باشد. فقر هنری و تکنیکی سینما و تلوزیون ایران در سه دهه گذشته مسئله ای نیست که چه برای ایرانیان و چه برای جهانیان مبهم و نامعلوم باشد، اما در این بازار فیلم ها و سریال های زرد، که اکثراً هر رنگی را بغیر از رنگ هنر به خود گرفته اند، دلخوشی "نسل من" به محدود آثار و معدود هنرمندانی بود که ورای مسائل سیاسی، نژادی، قومی و مذهبی و صرفاً به سبب عشق به هنر اقدام به مشارکت در ساخت آثارشان کرده اند. اما ظاهراً همرنگ جماعت شدن یا راحتر بگوئیم، بازیچه شدن بجای بازیگر بودن، تبی است که بعضی از هنرمندان این مرز و بوم، خواسته یا ناخواسته بدان گرفتاراند. صرف مبالغ هنگفت برای وارونه جلوه دادن حقایق برای پیشبرد اهداف خاص سیاسی از سوی دولت ها و حکومت ها، متاسفانه امری طبیعی و ناگوار اما حقیقی است. همچنین استفاده از ثروت ملی مردم یک سرزمین برای از بین بردن هویت تاریخی آنها و وارونه نشان دادن حقایق زندگی نیاکانشان، به دست به ظاهر نویسندگان و کارگردانان، البته که شرم آور و هم تراز عمل متجاوزان به حریم فرهنگی آن سرزمین است، حتی اگر در تیتراژ شروع و پایان سریال بارها نام وطن را به تحریر های گوناگون خوانده و کشیده باشند.

براستی بر سر نسل روشنفکر و هنرمند ایرانی چه آمده، که بازیچه بودن در یک سریال تلوزیونی را آنقدر ارزشمند و حیاتی می شمارد که چشم بر تمام حقایق تاریخی می بندد و حاظر به دروغ پراکنی و افترا نسبت به یک آئین و پیروان آن می گردد. بعید به نظر می رسد که بازیگران این سریال از سر تنگدستی و جبر فقر، هنر خود را چنین رایگان فروخته اند. اگرچنین است که وای بر حال نسلی که از چنین نسلِ هنرمندی پرورش یابد. اگر چنین نیست و این عزیزان در کمال عزت نفس و آزمندی چنین میکنند که مغول با تاریخ ایران نکرد، واحسرتا بر حال نسلی که اینان را پرورش داده است. آیا کسانی که به ایفای نقش در این مجموعه همت می گمارند، تا کنون کتاب تاریخ مستقل و بی طرفی را در رابطه با آنچه قرار است بر زبان بیاورند خوانده اند یا فقط به کتاب تاریخ سوم راهنمائی با نگرش معلم پرورشی بسنده کرده اند، آیا کسانی که نام مبارک حضرت باب و بها الله را به زبان می آورند و یا در لباس این دو پیامبر مستقل و نوظهور ظاهر میشوند، تا کنون یکی از صدها آثار این دو بزرگوار را مطالعه کرده و یا صفحه ای از هزاران کتابی که در توضیح این دو آئین نوشته شده را خوانده اند؟ آیا با یکی از صدها هزار تن از پیروان آئین بها الله در ایران صحبتی داشته و یا کلمه ای در رابطه با میلیون ها تن از پیروان این آئین در جهان شنیده اند؟ البته که عقل سلیم و شجاع شهادت می دهد که خیر، چراکه هرکه چنین میکرد، با وجدانی آگاه سرباز میزد از قبول تهمت زدن و افترا بستن به بهائیان، بزرگترین اقلیت مذهبی در ایران که حتی اجازه کوچکترین دفاعی از معتقدات آئین خود را در رسانه ها و نشریات عمومی ندارند. شاید مسئولیت صحت وقایع در وهله اول به عهده و با توجه به دانش تاریخی نویسنده و دروغ پرداز این داستان باشد، اما آیا شایسته است که هنرمندان سرشناس این آب و خاک با طنابی به داخل چاه دروغ و افترا بر علیه هموطنان خود بروند که نه تنها پوسیده است بلکه بارها طناب خیمه شب بازی تکراری نیروهای معاند و متعصب خرافه گرا بوده است.

برای بسیاری از ایرانیان روشن ضمیر که هم بر تاریخ بی طرفانه مملکت خویش و هم بر غیر سیاسی بودن آئین آسمانی بهائیان واقفند، تنها این پرسش باقی می ماند که قیمت بازیچه بودن در این خیمه شب بازی سیاسی، چقدر است؟ در ازای پرداخت چه مبلغی کسی حاضر می شود که به پیامبر و پیروان یک آئین به این راحتی، توهین نماید و اساساً آیا تضمینی وجود دارد که زحمتکشان این مجموعه، در ازای دریافت مبلغی کمی بیشتر از این قیمت، به مقدسات خود و شرع مقدس و منور اسلام یا سایر ادیان سماوی توهین ننمایند. چگونه است که هم بهائیان و هم هموطنان مسلمان آنان لحظه ای توهین به حضرت محمد(ص) را تاب نمی آورند، اما مسئولین و بازیگران این سریال می پسندند بر دیگران آنچه را که هرگز بر خود نمی پسندند. در انتها، یادآور میشوم که حتی با مراجعه به همان کتب تاریخ دوره راهنمائی، خواهید فهمید که در تاریخ ادیان، سنت الهی در رابطه با پیامبران آسمانی و نحوه اقبال نفوس همانگونه است که پیش روی شماست. گروهی مُقبل که تسلیم جان و مال وآسایش خویش را در راه محبوب، آرزو دارند و گروهی مُعرض که وقت خود را صرف تنیدن تارهای تعصب و جهل بدور خود نموده اند که هم عمر را به باد داده اند و هم آخرت خویش را. در آینده نیز همان تاریخ یا سریال های تاریخی اند که شهادت می دهند، من و تو در زمره کدام گروه بوده ایم.

حرف صد تا یه غاز تا ابد است – آفت ذهن همنشین بد است

خواه در قاب تلوزیون پیدا – خواه ایستاده به آسمان چون ماه

ورقا

 

 
ماحصل قرنها تربیت
نوشته شده توسط دبیر
۲۰ بهمن ۱۳۸۸

ماحصل قرنها تربیت

تاکنشان

ابداً تردید نمی‎توان روا داشت که در عهدی که خداوند با بندگان در یوم الست بست، پیمانی دوجانبه داشت که از سویی بندگان را به عبودیت فرا خواند و واکنشی نیکو به مهر بی‌کرانش به آفریدگانش، تا او را دوست بدارند و آنچه او گوید همان کنند و از سوی دیگر خویش را ملزم داشت که پروردگاری کند و در راه پرورش بندگانش مربّیان بفرستد تا به تربیت خلق پردازند و آنها را مربّیان الهی نامیدیم و، اگرچه هر دفعه که آمدند قدری دیر به فکر افتادیم امّا، مقدمشان را سالها بعد گرامی داشتیم و دانستیم که آنچه که گفتند جز برای صلاح ما و رسیدن به آنچه که خداوند، در ملکوت خویش، برایمان مقدّر فرموده، نبوده است. حال، باید نتیجهء مرارت‎های آن مربّیان را دریابیم که چه حاصلی برای ما داشت و چگونه توانستیم به آنها بگوییم آنچنان که خواستند ما پرورش یافتیم که اگر جز آنچه آنها خواسته‌اند انجام دهیم گویای آن است که آنها در مأموریت الهی خویش توفیقی نیافته‎اند، یا آن که پس از سالها، آن همه را به فراموشی سپردیم و به پیمانشان خیانت کردیم و ره خویش سپردیم و راه خویش در پیش گرفتیم و ارادهء خود را بر ارادهء خدایمان ترجیح دادیم و مشیتش را به هیچ گرفتیم.

ادامه مطلب ...
 
“سالهای مشروطه” و تمسخر تاریخ
نوشته شده توسط Vafa
۱۷ بهمن ۱۳۸۸

سالهای مشروطه و تمسخر تاریخ

نگارش:Freedom

دیشب بطور کاملاً اتفاقی، و البته بنابر توفیق اجباری، شاهد قسمتی از سریال "سالهای مشروطه" بودم. دست برقضا، قسمتی بود که در آن قرار بود سیدعلی محمد باب را اعدام کنند. البته سازندگان سریال از خجالت شان هم کشده بود پیشوند سید را نمی گفتند، بگذریم.

ماجرای اعدام حضرت باب خیلی خیلی مضحک تصویر شده بود که از بی سوادی تهیه کنندگان سریال و عدم آگاهی آنان از این واقعه تاریخی حکایت داشت. واقعه ای که در تواریخ بابی، بهائی و حتی اسلامی بصورت متواتر آمده است. اما این نمایشی که آقای ورزی ارائه داده اند برای اولین بار در تاریخ اتفاق افتاده و آنهم نه تبریز بلکه در شهرک سینمائی و کارگردانش هم دست غیب کردگار نبوده و دستان ورزی بوده!!

ادامه مطلب ...
 
بهائیان، از اعترافات نمایشی تا دادگاه ساختگی!
نوشته شده توسط hasti
۱۱ بهمن ۱۳۸۸

"نفوسی که فی سبیل‎الله بلایا دیده‎اند و شماتت غافلین را شنیده‎اند و در سجن رفته‎اند و از وجوه مکروهه آثار قهر و غضب مشاهده نموده‎اند، بر جمیع لازم ذکر ایشان و احترام ایشان. اگر از بعضی هم امری غیرموافق در سجن ظاهر، باید از برای ایشان استغفار نمود. چه که در بلایا و رزایا بعضی به حال خود باقی نه؛ البتّه خطا واقع می‎شود، ولکن اِنّ ربَّنا لَهُوَ الغفور الکریم و انّه هو الغفّار الستّار المشفق العطوف الرّحیم" (مجموعه الواح خطّ عندلیب، ص219).

نگارنده: سپیده قریب

بهائیان، از اعترافات نمایشی تا دادگاه ساختگی!

در ادامهء سلسله اعترافات نمایشی که از سیمای سراسری ایران پخش گردید، متّهمین در قالب چندین گروه به بیان مطالبی پرداختند که سخنان ایشان در اکثر موارد، نه تنها تائید کنندهء جرمی تلقّی نمی شد، بلکه حکایت از قانون مداری این افراد داشت. نکته ای که در ضبط و پخش این تئاترمضحک قابل توجه می باشد، ضعف مسئولین در القای نظریات خلاف حقیقت خود به متّهمین بی گناه تلقّی می گردد. به بیان دیگر با رشد عقلانی بازداشت شدگان، ایشان اکنون به خوبی می دانند که تنها راه مقابله با تزویر و نیرنگ بازجویان، زیر بار نرفتن و تن ندادن به خواسته های این افراد می باشد. چرا که پس از اعتراف به کارهایی که مرتکب آن نشده اند، نقش مهرهء سوخته را بازی کرده و آیندهء مبهمی خواهند داشت. و این مساله، ناشی از ارتقای توان فکری بی گناهانِ بازداشت شده می باشد.

ادامه مطلب ...
 
عنقا شكار كس نشود دام باز چين
نوشته شده توسط رزیتا
۰۹ بهمن ۱۳۸۸

عنقا شكار كس نشود دام باز چين

وخشور ایران

بالاخره، نظام جمهوری اسلامی، درمانده و سرگردان، که نداند ره به کجا ببرد و تیغ برّندهء کند شده‌اش را چگونه در مورد بهائیان به کار ببرد، و چسان این گروه بی‎دفاع را، که علیرغم تمامی فشارها هیچ خطایی نکرده و هیچگونه واکنش خشنی در مقابل آن همه بلاهایی که حدّاقل مدّت سی سال از این نظام دیده، از خود نشان نداده و التماس رژیم نکرده و از اصول اساسی خود روی برنگردانده و همچنان استوار و محکم در سبیل مستقیم خدمت به حق و خلق پیش رفته است، از پای درآورد، دست به ابزاری زنگ‎زده و پوسیده زده و گروهی جوان مظلوم را، در زیر فشار طاقت‎فرسا، که به قول سردار قاسمی، ظرف بیست روز کاری می‎کنند که هرچه بخواهند اعتراف خواهی کرد، به خیال خود وادار به اعتراف به کارهای نکرده نمود و گویی فتح خیبر کرده از سیمای جمهوری اسلامی ایران به نمایش گذاشت؛ نمایشی که نه سبب فخر آنها و ذلّت بهائیان، بلکه نشانی از زبونی جمهوری اسلامی و فیروزی بهائیان داشت.

ادامه مطلب ...
 
آیا دین بهائی حدّ اعلای دیانت جهانی است؟
نوشته شده توسط Administrator
۰۸ بهمن ۱۳۸۸

آیا دین بهائی حدّ اعلای دیانت جهانی است؟

پِری ییتمَن Perry Yeatman

http://www.huffingtonpost.com/perry-yeatman/bahai-the-ultimate-global_b_116892.html

سالها به دین می‎اندیشیدم و آنچه که بدان مربوط میشد. خانوادهء مادرم از پیروان دیرین کواکرهای پنسیلوانیا هستند. مادرم کلیسای اسقفی را می‎پسندد و به آن گرایش دارد. من نیز چنین کردم؛ در مدرسهء شبانه‎روزی‌اش نام نوشتم و در کلیسایش حضور یافتم. امّا، چون به دانشکده رسیدم، با بسیاری از کاتولیک‎ها قرار ملاقات داشتم. در دههء چهارم از عمرم، الحاد را در پیش گرفتم و چند صباحی هم یهودی شدم. چون ازدواج کردم، همسرم کسی بود که به دین نمی‎اندیشید، هر چه می‎خواست باشد، از هر نوع که به نظر آید.

ادامه مطلب ...
 
تنگنای تبعیض
نوشته شده توسط Vafa
۰۷ بهمن ۱۳۸۸

تنگنای تبعیض

تاکنشان

قدیم ندیم‎ها به ما می‎گفتند دهان باز کردن به دشنام و برچسب زدن به دیگران و عنوان ناشایست بخشیدن به سایرین نشانی از گرفتار شدن در تنگنایی دارد که واکنشگر راه گریزی برای خویش نمی‎یابد و از پنهان کردن شخصیت درونی خویش ناتوان می‎ماند و بدین لحاظ، چون راه نجاتی از این مخمصه ندارد، به شکستن هنجارها و از بین بردن آداب انسانیت مبادرت می‎کند. حضرت مسیح کلام زیبایی دارد که شایسته است بدان توجّه داشته باشیم. ایشان خطاب به حواریون می‎فرمایند، "هنوز نیافته‎اید که آنچه از دهان فرو می‏رود داخل شکم می‎گردد و در مبرز افکنده می‎شود. لیکن آنچه از دهان بر آید از دل صادر می‎گردد و این چیزها است که انسان را نجس می‎سازد، زیرا که از دل بر می‎آید. خیالات بد و قتلها و زناها و فسق‎ها و دزدی‎ها و شهادات دروغ و کفرها؛ اینها است که انسان را نجس می‎سازد لیکن خوردن به دست‎های ناشسته انسان را نجس نمی‎گرداند" (انجیل متّی، باب 15، آیهء 16 به بعد).

 

حال، شنیده شد که یکی از زعمای جمهوری اسلامی ایران رئیس جمهوری امریکا را، به علّت نژادش، به علّت رنگ پوستش، که خدایش اینگونه آفریده، تحقیر و توهین نموده و "کاکا سیاه" خطاب کرده است. امّا، این جناب بلافاصله متوجّه خطای کبیر خود شده و در مقام توجیه خویش بر آمده که، "من نژادپرست نیستم امّا جواب این مرد را باید بدهم." آیا جواب دادن به کسی به معنای اهانت و تحقیر و توهین است؟ آیا این شیم غیرمرضیه که تا کنون در مورد بسیاری از نفوس به کار رفته و برچسب‎های نازیبا به آنان زده جز زیر سؤال بردن مقام انسانی گوینده تأثیر دیگری داشته است؟ آیا "خس و خاشاک" نامیدن مردمانی که طالب حقوق پایمال شدهء خویش بودند، از قدر و شأن آنها سر سوزنی کاست؟ پس از چه روی این شواهد و مظاهر تبعیض و نژادپرستی و خودبرتربینی باید از کسانی ظاهر شود که خود را زعیم قوم می‎دانند و بر کرسی قدرت جالسند؟

تا کنون اینگونه خودبرتربینی‎ها از مسئولین بسیار ظاهر شده است. در مقابل زنان آزاده، بهائیان ستمدیده، دراویش خانقاه از دست داده، جز تحقیر و توهین و اهانت و استنادات دروغ و برچسب‎های ناپسند چه واکنشی نشان داده شده است که گویای منویات پاک گویندگان باشد؟ این تنگنای تبعیض، یا در واقع تار و پود عنکبوتی که مسئولین نظام و نویسندگان جراید و اینترنتی حامی آنها دور خود پیچیده‎اند، نهایتاً موجب گرفتاری خود ایشان گردد. گویند شخصی به دیگری که از زیبایی ظاهر بی‎بهره بود اهانتی کرده او را زشت نامید. فرد مقابل او را گفت، "مراقب سخن خویش باش که من مخلوق خدایم و خدایم مرا اینگونه آفرید. تو اگر به مصنوع اهانت کنی و او را ناقص دانی، هرآینه به صانع نیز اهانت کرده او را خالقی ناتوان و ناقص دانسته‎ای."

تا کنون کلماتی چون "ملعون" با عین حلقی و "ضالّه" با تشدید غلیظ لام از حضرات شنیده میشد. اینک یکی از مسئولین، که خود را جزو امّت مرحومه می‎داند و به قول حجّةالاسلام قضایی، حاکم شرع شیراز در اوایل انقلاب "گل سرسبد عالم آفرینش و اولاد خَلَف حضرت آدم" محسوب می‎دارد، مردی را که توانسته بعد از قرنها مظلومیت قوم و نژادی که به علّت رنگ پوست خود مقهور آدمیان خودپرست و متفرعن بودند، قابلیت خویش را ثابت نماید و ملّت خویش را قانع نماید که قابلیت انسانها نه به رنگ پوست است، بلکه به انسانیت و حُسن نیت اوست، "کاکا سیاه" نامیده است که در این میان باید گفت این کلام از شأن باراک اوباما نمی‎کاهد بلکه از مقام و منزلت گویندهء این سخن می‎کاهد؛ همانطور که تا کنون با این نحوه سخن گفتن و برچسب زدن و اهانت نمودن و دشنام گفتن و دروغ بافتن و افترا زدن در جراید و رسانه‎های سخن‎پراکنی و دنیای مجازی فقط موضع خویش را در انظار عالمیان تضعیف نموده‎اند و از هواداران خویش کاسته‎اند. باشد که خداوند آنها را درایتی عنایت فرماید تا سخن گفتن را بیاموزند و دم از تبعیض نزنند و مخلوق خدا را تحقیر نفرمایند.

 
فرافکنی رجا نیوز و زدن سیلی تقصیرات به گوش بهائیان!
نوشته شده توسط Vafa
۰۵ بهمن ۱۳۸۸

الهه حقیقت

فرافکنی رجا نیوز و زدن سیلی تقصیرات به گوش بهائیان!

در راستای طرح ایزوله نمودن بهائیان و حملهء مستقیم جهت حذف ایشان از جامعهء مدنی کشور، سایت رجا نیوز، یکی از ارگان های نفاق پراکنی وابسته به دولت، در تیتری با عنوان " دستورالعمل مرکز فرقه ضالّه به پیروانش در ایران " ضمن توهین به دیانت بهائی، به تحریف آشکار نظرات مرکز جهانی این آئین الهی پرداخته است.

ادامه مطلب ...
 
مطالب بیشتر...
<< شروع < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدي > پايان >>

صفحه 1 از 20